ابزار گوگل پلاس ما را در گوگل محبوب کنید
HETHSEREF
 
HETHSEREF
گلچین سروده ها
                                                        
درباره وبلاگ

گلچینی از سروده های بهترین سرایندگان ایران
مدیر وبلاگ : ema karimi
نویسنده
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


LinkBox.ws - Link Box Exchange تعداد بازدیدهای این مطلب : تا را صفحه خانگی خود کنید HETHSEREF

زیباترین بیت شعری که در جایی خوانده‌اید یا از کسی شنیده‌اید از نظر شما چیست؟
در قسمت نظرات به ما پاسخ دهید




نوع مطلب :
برچسب ها : زیباترین بیت،




شنبه 1 خرداد 1395 :: نویسنده : ema karimi

شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی

تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روییده بودند با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:

دلم حیران وسرگردان چشمانیست رویایی

ومن برای دیدن زیبایی آن چشم،

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت جدا کردم

همین بود آخرین حرفت ومن بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را

به روی اشکی از جنس غروب ساکت ونارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی؟

نمی دانم چرا؟

شاید خطا کردم

وتو بی آنکه فکر غروب چشمان من باشی

نمیدانم کجا ؟ تا کی؟ برای چه؟

ولی رفتی...

وبعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

وبعد از رفتنت یک قلب رویایی ترک برداشت

وبعداز رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری  گم شد

وگنجشکی که هر روز از  کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت

تمام بالهایش غرق در اندوه و غربت شد

وبعد از رفتنت آسمان چشمانم از جنس باران بود

وبعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو

تمام هستی ام را از دست خواهم داد

کسی حس کرد بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

کسی حس کرد تو نام مرا از یاد خواهی برد

هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد





نوع مطلب :
برچسب ها : مریم حیدر زاده،




چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ema karimi

رفتی ولی کجا؟ که به دل جا گرفته ای

دل جای تست گرچه دل از ما گرفته  ای

ترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی

آن دل که از منش به تمنا گرفته ای

ای نخل من که برگ و برت شد ز دیگران

دانی کز آب دیده ی من پا گرفته ای

بگذار تا ببینمش اکنون که میرود

ای اشک از چه راه تماشا گرفته ای؟

خارم به دل فرو مکن ای گل به نیشخند

اکنون که روی سینه ی او جا گرفته ای

گفتی: صبور باش به هجرانم "اطهری"

آخر تو صبر از این دل شیدا گرفته ای





نوع مطلب :
برچسب ها : علی اطهری کرمانی،




سه شنبه 3 فروردین 1395 :: نویسنده : ema karimi
بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی          به غلغل در سماع آیند هر مرغی به دستانی
دم عیسیست پنداری نسیم باد نوروزی          که خاک مرده بازآید در او روحی و ریحانی
به جولان و خرامیدن درآمد سرو بستانی          تو نیز ای سرو روحانی بکن یک بار جولانی
به هر کویی پری رویی به چوگان می‌زند گویی          تو خود گوی زنخ داری بساز از زلف چوگانی
به چندین حیلت و حکمت که گوی از همگنان بردم          به چوگانم نمی‌افتد چنین گوی زنخدانی
بیار ای باغبان سروی به بالای دلارامم          که باری من ندیدستم چنین گل در گلستانی
تو آهوچشم نگذاری مرا از دست تا آن گه          که همچون آهو از دستت نهم سر در بیابانی
کمال حسن رویت را صفت کردن نمی‌دانم          که حیران باز می‌مانم چه داند گفت حیرانی
وصال توست اگر دل را مرادی هست و مطلوبی          کنار توست اگر غم را کناری هست و پایانی
طبیب از من به جان آمد که سعدی قصه کوته کن          که دردت را نمی‌دانم برون از صبر درمانی





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 1 فروردین 1395 :: نویسنده : ema karimi

ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشه‌ی بامی که پریدیم ، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضه‌ی خلد است

انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن

گر میوه‌ی یک باغ نچیدیم ، نچیدیم

سرتا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل

هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم

"وحشی" سبب دوری و این قسم سخنها

آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم





نوع مطلب :
برچسب ها : وحشی بافقی،




جمعه 7 اسفند 1394 :: نویسنده : ema karimi

در مسجد اگر چه با نیاز آمــده ام   حــقا کــه نــه از بـهر نماز آمده ام

برداشته ام روزی از این جا فرشی   آن کــهنه شده که باز، باز آمده ام





نوع مطلب :
برچسب ها : خیام نیشابوری،




دوشنبه 30 آذر 1394 :: نویسنده : ema karimi
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود          رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت          معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس          جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت          وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب          آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی          در میان من و لعل تو حکایت‌ها بود
یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی          در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست          وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
یاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راست          نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود





نوع مطلب :
برچسب ها : حافظ،




شنبه 30 آبان 1394 :: نویسنده : ema karimi
گر روی زمین یکسره آباد کنی    چندان نبود که یک دلی شاد کنی

گر بنده کنی به لطف، آزادی را  به ز آنکه هزار بنده آزاد کنی




نوع مطلب :
برچسب ها : خیام نیشابوری،






( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic